محاصره دریایی ترامپ اقتصاد و بازسازی نظامی ایران را نشانه میگیرد
این محاصره روزانه حدود ۲۸۰ میلیون دلار از درآمدهای صادراتی ایران را قطع میکند و ۱۶۰ میلیون دلار دیگر را در بخش واردات مختل میسازد.
ماردو سوغوم سه دهه روزنامهنگار و مدیر تحریریه رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی بود و تا سال ۲۰۲۰ بر بخشهای ایران و افغانستان این رسانه نظارت داشت؛ او سردبیر وبسایت انگلیسی ایران اینترنشنال نیز بوده است.

این پرسش که آیا در صورت فروپاشی مذاکرات، جنگ میان ایران و ایالات متحده از سر گرفته خواهد شد یا نه، پس از آن ابعاد تازهای پیدا کرده است که فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد از ۱۳ آوریل ۲۰۲۶، تمام رفتوآمدهای دریایی به بنادر ایران و از آنها تحت محاصره قرار میگیرد. این اقدام نوعی فشار نظامی پایدار را وارد معادله میکند که تا آستانه ازسرگیری حملات هوایی پیش نمیرود، اما همچنان خطرهای روشنِ تشدید تنش را در خود دارد. این گزاره را تقویت میکند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ممکن است ترجیح دهد به جای بازگشت فوری به رویارویی نظامی مستقیم، فشارِ اجبار اقتصادی و راهبردی بر تهران را تشدید کند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش، طرف آمریکایی را مقصر شکست مذاکرات ۱۰ آوریل در اسلامآباد دانست. او در پستی در ایکس نوشت: «در فشردهترین مذاکرات در بالاترین سطح در ۴۷ سال گذشته، ایران با حسن نیت برای پایان دادن به جنگ با آمریکا وارد گفتوگو شد. اما درست در یک قدمی «تفاهمنامه اسلامآباد»، با حداکثرگرایی، جابهجایی مداوم خط پایان و محاصره روبهرو شدیم.»
این محاصره، اگر موفق باشد، بخش اعظم صادرات ایران را خفه خواهد کرد؛ از جمله حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای آن. ایران همچنین محصولات پتروشیمی، فولاد و دیگر کالاهای خود را از بنادر جنوبی صادر میکند و بخش عمده وارداتش را نیز از همین مسیر دریافت میکند. غلات، کودهای شیمیایی و دیگر اقلام اساسی با کشتی به بنادری حمل میشوند که عمدتاً در تنگه هرمز و درون خلیج فارس قرار دارند. بنادرِ واقع در خلیج عمان ظرفیت محدودی دارند.
این محاصره زیانهای اقتصادی سنگینی به ایران وارد میکند؛ روزانه حدود ۲۸۰ میلیون دلار از درآمد صادراتی را قطع میکند و ۱۶۰ میلیون دلار دیگر را در بخش واردات مختل میسازد. حاصلِ جمع، اثری در حدود ۴۳۵ میلیون دلار در روز است؛ یا نزدیک به ۱۳ میلیارد دلار در ماه.
آسیبپذیری ایران چشمگیر است. بیش از ۹۰ درصد از تجارت سالانه ۱۰۹.۷ میلیارد دلاری ایران از خلیج فارس عبور میکند، در حالی که نفت و گاز حدود ۸۰ درصد درآمدهای صادراتی را تولید میکند و ۲۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. تنها جزیره خارک به تنهایی سالانه حدود ۵۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد میکند، هرچند رقم کلی درآمد انرژی سالانه از ۷۰ میلیارد دلار فراتر میرود.
بزرگترین اثر، پس از ایران، بر چین خواهد بود؛ کشوری که تقریباً تمام نفت خام ایران را وارد میکند. روسیه یک منبع جایگزین است، اما بخش زیادی از ظرفیت صادراتی آن بر اثر حملات پهپادی و موشکی اوکراین از کار افتاده است.
این محاصره بلافاصله بر تهران فشار وارد میکند؛ تهرانی که از سال ۲۰۱۸، زمانی که ترامپ از توافق هستهای ۲۰۱۵ خارج شد و تحریمهای اقتصادی گستردهای اعمال کرد، با بحران اقتصادی دستبهگریبان بوده است. از آن زمان، ارزش پول ایران چهل برابر سقوط کرده و از ۴۰ هزار ریال در برابر هر دلار در اوایل ۲۰۱۸ به ۱.۶ میلیون ریال در ۲۰۲۶ رسیده است.
در ۱۱ آوریل، دو ناوشکن آمریکایی از تنگه عبور کردند؛ اقدامی که نشانه تلاش آمریکا برای بازگشایی تدریجی این گذرگاه حیاتی بود، در حالی که بنادر ایران میتوانند غیرقابل دسترس شوند.
ایران که نیروی دریاییاش را از دست داده است، در موقعیتی نیست که محاصره آمریکا را به چالش بکشد، اما مسئله این است که چین اگر کشتیهایش از سوی نیروی دریایی آمریکا متوقف یا بازرسی شوند، چه واکنشی نشان خواهد داد. حجم قابل توجهی از تسلیحات یا سوخت موشک را نمیتوان از راه هوا تحویل داد، اما چین میتواند ناوگانی سایه را بدون هیچ ارتباط آشکار چینی هدایت کند. این کار به چین امکان «انکار محتمل» میدهد، اما همزمان میتواند به نیروی دریایی آمریکا اجازه دهد کشتیها را بدون بهخطر افتادنِ وقوع حادثهای با چین متوقف کند.
این محاصره، افزون بر فشار بر اقتصاد ایران، میتواند مانع بازسازی توانمندیهای نظامی ایران شود؛ پس از آنکه ایالات متحده در چهل روزِ کارزار هوایی خود ۱۳ هزار هدف را بمباران کرد. اگر ترامپ قصد از سرگیری حملات هوایی را نداشته باشد، تهران ممکن است بکوشد نیروهای موشکی و سامانههای پدافند هوایی خود را بازسازی کند. محاصره دریایی به اخلال در چنین تلاشهایی کمک خواهد کرد.
