انجمن خاورمیانه · Middle East Forum
آبزرور

انقلابی دیگر در خاورمیانه به سرقت می‌رود

در خیزش‌های سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا، نخبگان و قدرت‌های خارجی آرمان‌های دموکراتیک مردم را از آنِ خود کرده‌اند.

کمال چومانی دانشجوی دکتری دانشگاه لایپزیگ آلمان و سردبیر نشریه «The Amargi» (آمارگی) است.

Syrians opposed to Bashar al-Assad waved opposition flags in May 2024, months before his downfall.
مخالفان بشار اسد در ماه مه ۲۰۲۴، چند ماه پیش از سقوط او، پرچم‌های مخالفان را به اهتمام برافراشتند. · Shutterstock

سقوط بشار اسد سوریه پس از نزدیک به یک‌چهارم قرن حکومت، بار دیگر شکاف میان رهبران خاورمیانه و خواست مردم را برجسته می‌کند. دهه‌ها نخبگان روان‌پریش رؤیای آزادی و دموکراسی مردم را ربوده‌اند، اما این رؤیاها همچنان زنده است.

در پی جنگ جهانی دوم، کودتاها منطقه را لرزاند و کودتاگران اغلب آنها را انقلاب‌های ملیِ پیروزمند معرفی می‌کردند. دیکتاتوری‌ها قدرتمند نیستند، اما بی‌رحم‌اند. ارعاب ماندگاری آنها را تضمین می‌کند. همان لحظه که دست از ارعاب بکشند، فرو می‌ریزند. هم‌زمان، کل دولت هم از هم می‌پاشد، زیرا دیکتاتورها برای تمرکز تمام قدرت در دست خود، نهادهای حکومتی را از درون تهی می‌کنند. از صدام حسین در عراق تا زین‌العابدین بن علی در تونس و بشار اسد در سوریه، دیکتاتوری‌ها شکنندگی خود را نشان داده‌اند. رژیم‌های اقتدارگرای کنونی در شمال آفریقا و خاورمیانه همچنان شکننده‌اند؛ به همین دلیل بود که یک مأمور اطلاعاتیِ تبدیل‌شده به نویسنده مانند جمال خاشقجی تا این حد برای کشوری ثروتمند مثل عربستان سعودی تهدیدآمیز می‌نمود.

وقتی نظرسنجی ۲۰۲۱-۲۰۲۲ «بارومتر عربی» (Arab Barometer) پرسید آیا پاسخ‌دهندگان با این گزاره موافق‌اند که «نظام‌های دموکراتیک ممکن است مشکلاتی داشته باشند، اما از دیگر نظام‌ها بهترند»، بیش از ۷۰ درصد در لبنان، اردن، موریتانی، تونس، تشکیلات خودگردان فلسطینی، سودان، لیبی، عراق، مصر و مراکش موافق یا کاملاً موافق بودند؛ در هر یک از این کشورها دیکتاتورها، پادشاهان یا دموکراسی‌های آشفته و شکست‌خورده حکومت می‌کنند.

مردم منطقه احتمالاً می‌دانند که مشکلات حکمرانی در رژیم‌های «دموکراتیک» پس از ۲۰۰۳ الزاماً ذاتیِ دموکراسی نیست. ناکامی هم ناشی از رهبری ناکارآمد است و هم از بی‌اعتقادی رهبران سیاسی به خودِ دموکراسی. رهبرانی که به دموکراسی باور ندارند، آن را تقویت نخواهند کرد. رهبران مصر، تونس یا اقلیم کردستان عراق که از دل خیزش‌ها و انقلاب‌های مردمی علیه رژیم‌های اقتدارگرا به قدرت رسیدند، سپس اصول همان خیزش‌ها و انقلاب‌ها را ربودند؛ آنها فقط تا زمانی نیمه‌دموکراتیک ماندند که بتوانند دولت یا سرزمین را آن‌قدر در اختیار بگیرند که سلطه اقتدارگرایانه را برقرار کنند. عبدالفتاح السیسی در مصر یا مسعود بارزانی در کردستان عراق شاید لفاظی یا ظواهر دموکراسی را بپذیرند، چه در خودتوصیفی و چه در برگزاری انتخابات‌های گاه‌به‌گاه، اما هیچ مقدار رژ لب نمی‌تواند چهره اقتدارگرا را زیبا کند.

شورشیان سوری، آن‌گونه که رسانه‌های غربی می‌نامندشان، یا انقلابیون، آن‌گونه که رسانه‌های تأمین‌مالی‌شده از سوی قطر و ترکیه از آنان تجلیل می‌کنند، سابقه‌ای طولانی از نقض حقوق بشر و جنایت دارند. باور به اینکه ابومحمد الجولانی، رهبر هیئت تحریر الشام، به دولتمردی دموکرات بدل خواهد شد، خودفریبی است. سوری‌ها حق دارند پس از سرنگونی دیکتاتوری که کشور را به فقر کشاند و آن را به قتل‌گاه بدل کرد، سرمست باشند. با این حال، این سرمستی فقط به نخبگان تازه «شورشی» و «انقلابی» کمک می‌کند تا حامیان خود در دوحه و آنکارا را خشنود کنند و سوریه‌ای را توجیه کنند که با منافع منطقه‌ای و ژئوپلیتیک آنان سازگار است، نه با منافع سوری‌ها.

زمانی مدعیان دموکراسی شکایت می‌کردند که کشورهای غربی مداخله می‌کنند تا ثبات را بر دموکراسی مقدم بدارند. امروز مشکل، خودِ رژیم‌های اقتدارگرای منطقه‌اند که در سوریه مداخله می‌کنند تا مطمئن شوند سوریه غیردموکراتیک باقی می‌ماند.

سوری‌ها به نظامی نیاز دارند که نماینده آنان و آرمان‌هایشان باشد. دولت‌های منطقه با نگاهی بدبینانه و رسانه‌های غربی با نگاهی ساده‌لوحانه، هیئت تحریر الشام و ارتش ملی سوریه را بهترین گزینه‌هایی معرفی می‌کنند که سوری‌ها می‌توانند داشته باشند. اما اینها همان چیزی نیست که سوری‌ها می‌خواهند. سوری‌ها توانایی انتخاب یک نظام دموکراتیک را می‌خواهند که به آرمان‌هایشان پاسخ دهد و به تنوع کشور احترام بگذارد، نه نظامی که در خدمت منافع دولت‌های منطقه‌ای باشد که از هر دوی اینها هراس دارند.

خیزش‌ها و انقلاب‌ها در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا الگویی را آشکار می‌کند که در آن نخبگان و قدرت‌های خارجی آرمان‌های دموکراتیک مردم را می‌ربایند. برای شکستن این چرخه، بازیگران بین‌المللی نباید سوریه را به کشورهایی مانند ترکیه واگذار کنند. اگر سرنگونی اسد به معنای جایگزینی اسد با الجولانی از یک سو و جایگزینی روسیه و ایران با ترکیه از سوی دیگر باشد، فاجعه خواهد بود. در سوریه، بقا و موفقیت تجربه‌هایی مانند نیروهای دموکراتیک سوریه با اکثریت کرد برای جلوگیری از یک انقلاب دزدیده‌شده دیگر حیاتی است. موفقیت آنان دلیل آن است که ارتش ملی سوریه و ترکیه مشترکاً به آن حمله می‌کنند تا چشم‌انداز دموکراسی را در آینده سوریه ریشه‌کن کنند. در نهایت، سرنوشت خاورمیانه به این بستگی دارد که اطمینان حاصل شود آرمان‌های مردم نه به اقتدارگراییِ تازه، بلکه به نوعی دگرگونی دموکراتیک بینجامد. سوریه تجربه‌ای دیگر است، اما از همین حالا محکوم به شکست به نظر می‌رسد.

اگر دولت ترامپ می‌خواهد در آینده سوریه حرفی برای گفتن داشته باشد، مشروط‌کردن کمک‌های آمریکا کافی نخواهد بود؛ حفاظت از مناطق تحت کنترل کردها و الگوی دموکراتیک آن، تلاش‌های دیگر کشورها برای تحمیل نظمی اسلام‌گرای افراطی بر سوریه را به چالش خواهد کشید. اگر آن کشورها موفق شوند، سوری‌ها تهدیدی وجودی هم برای اقلیت‌های خود و منطقه و هم برای منافع آمریکا در منطقه خواهند بود.

متن اصلی انگلیسی را بخوانید: Another Revolution Gets Hijacked in the Middle East