آیا جهان برای موج پناهجویان ایرانی آماده است؟
سقوط جمهوری اسلامی هرجومرج بهدنبال دارد و بازگشت حاکمیت به کنترل اوضاع نیز به معنای تداوم حکومت وحشت است.
مایکل روبین در حوزه ایران، ترکیه و شاخ آفریقا تخصص دارد. کارنامه او شامل دورهای بهعنوان مقام وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) است؛ همراه با تجربههای میدانی در ایران، یمن و عراق و نیز تعاملاتی با طالبان پیش از 9/11. آقای روبین در حوزه آموزش نظامی نیز فعالیت داشته و به یگانهای نیروی دریایی و تفنگداران دریایی ایالات متحده درباره منازعات منطقهای و تروریسم تدریس کرده است. آثار علمی او شامل چند اثر شاخص است؛ از جمله «Dancing with the Devil» (رقص با شیطان) و «Eternal Iran» (ایران ابدی). روبین مدرک دکتری و کارشناسی ارشد خود را در رشته تاریخ و مدرک کارشناسی خود را در رشته زیستشناسی از دانشگاه ییل دریافت کرده است.

شمار کشتهشدگان در ایران همچنان رو به افزایش است. گزارشهای اولیه حاکی از آن است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا مزدوران غیرایرانیِ گوناگونی که از آنها پشتیبانی میکند، تا ۲۰,۰۰۰ ایرانی را کشتهاند، اما با رسیدن خبرها از شهرهای استانها و شهرهای کوچکتر، این رقم میتواند حتی بالاتر هم برود. هرچند ممکن است دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به وعده خود برای پاسخ نظامی به کشتار حکومت عمل کند، روشن نیست چه هدفی را میتواند بزند که دستکم در کوتاهمدت جلوی آن را بگیرد؛ آن هم بدون حضور نیروهای زمینی، روبیکونی که ترامپ از آن عبور نخواهد کرد. مگر آنکه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، تسلیم شود یا بمیرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عقبنشینی کند، احتمالاً پیش از فرونشستن گرد و غبار، هزاران نفر دیگر جان خواهند باخت.
اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، احتمالاً برای چند روز ــ اگر نگوییم چند هفته ــ هرجومرج حاکم خواهد شد. اما اگر حکومت کنترل را بازپس بگیرد، صرفاً تاکتیکهایش را تغییر میدهد و به حکومت وحشت خود ادامه میدهد. خامنهای خشمگین است و سوگند خورده از کسانی که به گمان او به جمهوری اسلامیاش خیانت کردهاند و مصداق «افساد فیالارض» و «دشمنان خدا» هستند، انتقام بگیرد؛ هر دو در ایران اتهامهایی با مجازات اعداماند. این یعنی وقتی صدای گلولهها خاموش شود، اعدامهای علنی آغاز خواهد شد و معترضان، بهدستور دادگاههای انقلاب، با آویختن از جرثقیل بهآرامی خفه خواهند شد.
چه برای گریز از هرجومرج و چه برای فرار از سرکوب، احتمال خروج ایرانیان رو به افزایش است. در آغاز انقلاب ۲۰۱۱ سوریه، جمعیت این کشور حدود ۲۱ میلیون نفر بود؛ نزدیک به یکسوم این جمعیت برای گریز از خشونت کشور، بهعنوان پناهجو از آن گریختند. جمعیت امروز ایران بیش از چهار برابر سوریه است و بنابراین جریانهای بالقوه پناهجویی از ایران، در بدترین سناریو، میتواند به بیش از ۱۰ میلیون نفر برسد و منطقه را دگرگون کند.
سوریها به لبنان و ترکیه سرازیر شدند. لبنان در واقع این «افتخار» را به دست آورد که بالاترین نسبت پناهجو در جهان را داشته باشد؛ نزدیک به یک نفر از هر چهار نفر در این کشور پناهجو بود. این نهتنها به یک مسئله بشردوستانه، بلکه به مسئلهای اجتماعی و اقتصادی هم تبدیل شد. کودکان سوری مدارس را از ظرفیت انداختند و مازاد نیروی کار ارزان دستمزدها را پایین کشید. چون بسیاری از پناهجویان آپارتمان اجاره میکردند، اجارهبها برای همه سر به فلک زد. همین سازوکار در ترکیه هم برقرار بود، هرچند در سطحی محلیتر. در همین حال، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، پناهجویان را به سلاح تبدیل کرد و تهدید میکرد که اگر مقامهای اروپایی به فهرست مطالبات همیشهدرحالتغییر او تن ندهند، سیل مهاجران را رها خواهد کرد.
اگر ایرانیان از سرکوب یا جنگ داخلی بگریزند، اثر آن بر کشورهای همسایه بزرگتر خواهد بود. وقتی سوریه به هرجومرج فرو رفت، امیرنشینهای ثروتمند نفتیِ عرب پناهجویان را نپذیرفتند و آنها ناچار به سوی ترکیه، لبنان و سپس آنسوی مدیترانه و اروپا رفتند. همین کشورهای حاشیه خلیج فارس بار دیگر ایرانیان را پس خواهند زد، اما ممکن است نتوانند به همان آسانی آنها را دور نگه دارند. برای یک سوری، رسیدن به عربستان سعودی یعنی گذشتن از اردن؛ کشوری که مرزهایش را سخت پاس میداشت. برای یک ایرانی، رسیدن به عربستان سعودی، امارات متحده عربی یا عمان فقط به یک قایق تندرو، یک گالن بنزین و چند ساعت زمان نیاز دارد.
به اثر آن فکر کنید: کویت حدود ۱.۵ میلیون شهروند کویتی و احتمالاً دو برابر این تعداد کارگر خارجی دارد. جمعیت خوزستان، استان نفتخیزی که کمتر از ۱۰۰ مایل با کویت فاصله دارد، نیز ۵ میلیون نفر است. اگر آنها دستهجمعی بگریزند، بحران در کویت عظیم خواهد بود. به این واقعیت هم بیفزایید که کویت همین حالا با تنش فرقهای در میان جمعیت خود دستوپنجه نرم میکند و سرریز ایرانیان میتواند به خشونت بینجامد. همین وضع میتواند درباره استان نفتخیز شرقی عربستان سعودی نیز صادق باشد که مانند کویت شاید ۳۰ درصد جمعیتش شیعه باشد.
موجهای سرکوب در گذشته بهطور نامتناسبی کردها و بلوچهای ایران را هدف گرفته است، زیرا آنها هم اقلیت قومیاند و هم اقلیت مذهبی. جمهوری اسلامیِ احیاشده و انتقامجو احتمالاً باعث موجهایی از پناهجویان کرد خواهد شد که از مرز به عراق میگذرند و بلوچهایی که به پاکستان میگریزند؛ کشوری که در آن شورشی کمشدتِ بلوچ از پیش جریان دارد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیشتر موشکهای بالستیک به سوی اردوگاهها و سکونتگاههای کردهای ایرانی در کردستان عراق شلیک کرده است؛ چنین هدفگیریهایی بسیار پرتعدادتر خواهد شد. تلاشهای ایران برای فشار بر اتحادیه میهنی کردستان بهمنظور پیروی از دیکتههایش نیز میتواند تندتر شود و به شکافی بیشتر میان جناح کردیِ خانواده طالبانی و ایالات متحده بینجامد. هرچند ایرانیان برای ورود به عراق به روادید نیاز دارند، مرز نفوذپذیر است و کنترل آن دشوار. در همین حال، کردستان عراق همچنان ورود بدون روادید را برای دارندگان گذرنامه ایرانی مجاز میداند.
قفقاز نیز در امان نخواهد بود. در جنگ دوازدهروزه با اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، صدها خانواده ایرانی به ارمنستان گریختند؛ آنها عمدتاً از طبقه متوسطِ بالا یا دارندگان تابعیت دوگانه کشورهای اروپایی بودند، فقط میخواستند در امنیت منتظر پایان جنگ بمانند و بهسرعت به ایران بازگشتند. موج تازهای که از سرکوب یا جنگ داخلی بگریزد، ارمنستان را از نظر اقتصادی زیر فشار خواهد گذاشت، بهویژه آنکه این کشور همچنان در تلاش برای جذب مهاجران روس و اوکراینی است و محاصره اقتصادی آذربایجان و ترکیه را تاب میآورد.
ایرانیان میتوانند برای ترکیه بیدرنگ روادید گردشگری یا تجاری تا ۱۸۰ روز بگیرند یا در بدو ورود به منطقه جداافتاده نخجوانِ آذربایجان روادید پانزدهروزه دریافت کنند. هر دو کشور، در میانه سرکوب یا جنگ داخلی، سیلی از ایرانیان را که در جستوجوی امنیت فوریاند دریافت خواهند کرد؛ مگر آنکه مرزهایشان را ببندند. آذربایجان ممکن است این کار را بکند، اما مرز ترکیه طولانیتر و نفوذپذیر است.
هرچند کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان از بازگرداندن پناهجویان به کشورهایی که در آنها جان یا آزادیشان در خطر است جلوگیری میکند، اما ــ برخلاف دستبردستساییدن رهبران اروپای غربی و گروههای حقوق بشری ــ به پناهجویان اجازه نمیدهد مقصدهای بعدیِ خود را انتخاب کنند. وقتی مهاجری از مرزی گذشت و از خطر گریخت، باید در همان کشور خدمات پناهندگی دریافت کند. این امر بار دیگر ترکیه را به مقصد ترجیحی میلیونها پناهجوی ایرانی تبدیل خواهد کرد. با این حال، اردوغان با فروپاشی ارز و تورم در کشور خود، در پذیرش ایرانیان اکراه خواهد داشت. او سوریها را تحمل کرد، چون میتوانست از عربهای سنیِ سوری برای رقیقکردن جمعیت کرد و علویِ ترکیه استفاده کند. اما از شیعیان استقبال نخواهد کرد و بنابراین، بیاعتنا به حقوق بینالملل پناهندگان، آنها را به سوی جنوبشرق اروپا خواهد راند.
زمان آمادهشدن برای موجهای پناهجویی، پیش از رسیدن آنهاست. برهم صالح، کمیسر عالی جدید سازمان ملل متحد برای پناهندگان (UNHCR)، تنها دو هفته پیش کار خود را آغاز کرد. با کاهش بودجهها و بحران پناهجوییِ در راه، او ممکن است با آزمونی آتشین روبهرو شود. هرچند ترامپ بهدرستی سوگند خورده که ایرانیان را از کشتار محافظت کند، کاهش شدید بودجه UNHCR در این مقطع میتواند وضعیت بد را بدتر کند.
