انجمن خاورمیانه · Middle East Forum
آبزرور

غرب باید چشم‌انداز امارات را برای خاورمیانه برگزیند، نه چشم‌انداز ایران

رهبران اماراتی به جای کینه و نارضایتی، امید و عاملیت را انتخاب کردند و امروز مردمشان از سطح زندگی بالایی برخوردارند.

Abi Dhabi's unique skyscrapers overlook a promenade in the capital of the United Arab Emirates.
آسمان‌خراش‌های کم‌نظیر ابوظبی مشرف بر گردشگاهی در پایتخت امارات متحده عربی. · Shutterstock

نزدیک به دو سال پیش، اعضای حماس وارد اسرائیل شدند و در مسیر خود در کیبوتص‌ها، شهرک‌های کشاورزی و یک جشنواره موسیقی دست به قتل، تجاوز و آدم‌ربایی زدند. این قاتلان با دوربین‌های بدنی کشتار را مستند کردند؛ کشتاری که در جریان آن والدین را جلوی چشم فرزندانشان کشتند، نارنجکی به داخل پناهگاهی انداختند که از غیرنظامیان پر بود، و به زنان تجاوز کردند و سپس آنان را کشتند. تروریست‌ها ۱۲۰۰ نفر را کشتند و ۲۵۱ نفر دیگر را ربودند؛ وب‌سایت Hope for Hostages (امید برای گروگان‌ها) گزارش می‌دهد که از این میان، ۱۴۸ ربوده‌شده زنده به اسرائیل بازگشتند و حماس پیکر ۶۱ نفر دیگر را تحویل داد. تنها ۲۶ گروگان در غزه زنده مانده‌اند. این سطح از پستی و مرگ، گواه افراط‌های ایدئولوژی اسلام‌گراست.

سازمان‌های حقوق بشری عمدتاً این واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و هم‌زمان، اسرائیل را به‌دروغ به ارتکاب نسل‌کشی علیه مردم غزه متهم می‌کنند؛ آن هم در حالی که اسرائیل اجازه ورود غذا و دارو به این منطقه را می‌دهد و منابع متعددی نشان می‌دهند نسبت کشته‌شدگان غیرنظامی به رزمندگان در غزه پایین‌تر از دیگر درگیری‌های خاورمیانه است. حتی پیش از آنکه اسرائیل به حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ پاسخ دهد، تندروها در ایالات متحده و اروپا برای محکوم کردن اسرائیل به خیابان‌ها آمدند.

اسناد حماس نشان می‌دهد ایران و حماس کشتار ۷ اکتبر را برای بر هم زدن روند پیوستن عربستان سعودی به توافق‌های ابراهیم سازمان‌دهی کردند. به بیان دیگر، همه مرگ‌هایی که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یا پس از آن رخ داد، نتیجه آن بود که ایران و نیروهای نیابتی‌اش در غزه و لبنان نپذیرفتند به مردم خاورمیانه اجازه دهند درگیری را کنار بگذارند تا منطقه را توسعه دهند. امارات متحده عربی، که رهبرانش پیشگامان توافق‌های ابراهیم بودند، اکنون در پی آن است که بشریت را به گونه‌ای چندسیاره‌ای بدل کند و به‌تازگی کاوشگری را برای بررسی جوّ مریخ به این سیاره فرستاده است. در حالی که حماس به مردم می‌آموزد از یهودیان نفرت بورزند و آنان را بکشند، ابوظبی یک آژانس فضایی تأسیس کرده که برای دانش‌آموزان دبیرستانی اردوهای تابستانی برگزار می‌کند. در حالی که حماس تونل می‌کند تا تروریست‌ها را پنهانی به اسرائیل بفرستد، سلاح‌ها را زیر بیمارستان‌ها پنهان کند و گروگان‌ها را زندانی نگه دارد، دبی برج خلیفه را ساخت؛ بلندترین ساختمان جهان.

در حالی که نخبگان ایرانی برنامه تسلیحات هسته‌ای را دنبال کردند تا رقبای عرب خود در خاورمیانه را مرعوب کنند و اسرائیل را به وحشت بیندازند، امارات با ساخت یک پیست اسکی سرپوشیده در میانه کویر و مجموعه‌ای از جزایر مصنوعی در خلیج فارس، سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری خود را تشویق کرد. خیال‌پردازی‌های ایران درباره ویران کردن اسرائیل، بر سر خودشان، مردمی که بر آنان حکومت می‌کنند و متحدانشان در لبنان و غزه، فاجعه آورد.

رهبران اماراتی به جای کینه و دلخوری، امید و عاملیت را برگزیده‌اند و مردمی که بر آنان حکومت می‌کنند در نتیجه از سطح زندگی بالایی برخوردارند. در مقایسه، ایرانیان به این دلیل که رهبرانشان ستیزه‌جویی را بر صلح ترجیح داده‌اند، با کم‌آبیِ قریب‌الوقوع و اقتصادی رو به فروپاشی روبه‌رو هستند.

لیبرال‌های واقعی در ایالات متحده و اروپا باید به جای تقویت ادبیات ایرانی و فلسطینی، بپذیرند که گروگان‌ها نه غنیمت‌های منحرفانه برای نیروهای طردگرا، بلکه نشانه ناکامی ایران، فلسطینی‌ها و متحدان خاورمیانه‌ای‌شان در قدم گذاشتن به جهان مدرن‌اند؛ کاری که اماراتی‌ها انجام داده‌اند. کمک به خاورمیانه مستلزم حمایت از رهبران و مردمانی است که در پی همزیستی‌اند، نه نابودی اسرائیل یا ترویج اسلام‌گرایی نامدارا. رهبران کشورهای متمدن نباید در سازمان ملل به حماس مجال بدهند، بلکه باید کسانی را که برای صلح خطر می‌کنند، ارج بگذارند.